![]() |
![]() |
|
| دیده های یک ایرانی در آمریکا |
|
قبل از شروع این پست در ادامه موضوع قبل اضافه کنم که سرویس های خط واحد اینجا شبانه روزی است و همچنین بعضی اوقات در ایستگاه چند دقیقه ای توقف می کنند که به نظر می رسد به خاطر این است که باید سر وقت مشخصی برسند ولی زودتر رسیده اند. در این فاصله بعضی از مسافرین را می دیدیم که پیاده شده و سیگار می کشند. همچنین عکسی هم از حمل دوچرخه توسط اتوبوس برای شما گذاشته ام. همانطور که گفتم برای اینکه برق خانه را به نام خودمان بکنیم به شرکت برق رفتیم. ما ساعت 30/7 رسیدیم که اداره هنوز باز نشده بود و مردم بیرون صف ایستاده بودند . ساعت 8 شروع به کار کردند. در که باز شد به ترتیب وارد شدند. حدود 20 نفر جلوی ما بودند و اول، 3 باجه جوابگو بود که به تدریج 9 تا شد. به ترتیب با Next گفتن و یا May I help you نفر بعدی را صدا می زدند. کار هر کس با سرعت انجام می دادند طوریکه بعد از 15 دقیقه نوبت ما شد و کار ما هم دو دقیقه بیشتر طول نکشید. آن کارمند از همسرم فقط 2 سؤال پرسید که آدرس منزل کجا است و آیا قبلاً ساکن اینجا بوده است یا نه و جالب بود که فرمی و یا امضایی لازم نبود و همه کارها با کامپیوتر انجام می شد. تشکر از تکنولوژی. هیچ کدام از افرادی که در صف بودند اعتراض و یا بحثی نسبت به مسایل خود نداشتند و همه با اعصاب راحت ایستاده بودند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 13:10 توسط الهه علی دوستی |
|
|
چهارشنبه هفته پیش با همسرم رفتیم شرکت برق (Nevada Power Company) که برق خانه را به اسم خودمان بکنیم. البته بعداً در این باره جداگانه می نویسم. ساعت شش و نیم صبح از خانه بیرون آمدیم و از ایستگاه اتوبوس که نزدیک منزل مان است سوار شدیم. اتوبوس های اینجا به این صورت است که هر کس 2 دلار و 50 سنت پرداخت می کند و یک کارت می گیرد و می تواند تا 24 ساعت استفاده کند و پرداخت این پول هم به یک دستگاهی است که داخل اتوبوس کنار راننده است. جالب است که فاصله ایستگاه ها به هم بسیار نزدیک است طوریکه مثلاً هم نرسیده به چهار راه ایستگاه است و هم آن طرف چهار راه. هر ایستگاه مثل متروی تهران نام ایستگاه همراه با مکان مهمی که نزدیک آنجا است، اعلام می شود. اینجا هم مثل ایران اگر پیرمرد و یا پیرزن و یا خانمی با بچه کوچک در اتوبوس ایستاده باشند، حاضرند که جایشان را به آنها بدهند. داخل اتوبوس قسمتی را برای معلولین با صندلی چرخ دار گذاشته اند که اگر معلولی باشد چند تا از صندلی ها را جمع می کنند و صندلی چرخ دار برای آنها آورده و با کمر بندی مخصوصی می بندند. ضمناً برای سوار و پیاده شدن آنها از پله برقی مخصوصی در درب ورودی استفاده می کنند که در عکس نشان داده شده است. همچنین شخصی را دیدیم که با دوچرخه بود، دوچرخه اش را در قسمت بیرون بالای سپر اتوبوس گذاشت و سوار شد. در این مواقع راننده پیاده می شود و این کارها را برای چنین مسافرانی ( دوچرخه سواران و معلولین) انجام می دهد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 9:50 توسط الهه علی دوستی |
|
|
به شهری که رفتیم خلوت با خیابانهای عریض است. با همسرم به خرید رفته بودیم، یک نکته بسیار جالب این بود که یک بار که داشتیم از خیابان رد می شدیم با اینکه روی خط عابر نبودیم و یک لحظه ایستادیم تا ماشینی که از فاصله دوری در حال نزدیک شدن بود بگذرد، راننده با دیدن ما کنار خیابان؛ ایستاد، بوق زد و با حرکت دست اشاره کرد که ما رد شویم. همسرم برای او دست تکان داد و تشکر کرد. یک بار دیگر هم که با هم به دانشگاه می رفتیم از روی خط عابر پیاده رد می شدیم در حالیکه ماشین ها خیلی فاصله داشتند با دیدن عابر پیاده کاملاً توقف می کردند تا عابر رد شود. در اینجا رانندگان با حوصله رانندگی می کنند. چند بار دیدم که در چهار راه ها با اینکه هیچ ماشین دیگری وجود نداشت و همان یک ماشین بود راننده ایست کامل می کرد و حتی از فرعی به اصلی با اینکه هیچ عابر یا ماشین دیگری نبود باز ایست کامل می کرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 17:3 توسط الهه علی دوستی |
|
|
به لطف خدا ویزای آمریکا درست شد و چهارشنبه هفته پیش با همسرم به آمریکا آمدیم. بنا به پیشنهاد همسرم، می خواهم آنچه در این کشور برایم جالب و دیدنی است بنویسم. البته خودم می خواهم به امید خدا زبان بخوانم تا بتوانم پذیرش بگیرم و ادامه تحصیل بدهم. لیسانسم را در زمین شناسی از دانشگاه شهید بهشتی گرفتم و امیدوارم بتوانم در این کار موفق شوم. با این حال برای آنکه ارتباطم با وطن را از دست ندهم از طریق این وبلاگ خاطراتم را به دید شما می گذارم. دیده را برای اسم وبلاگ انتخاب کردم چونکه فقط آنچه می بینم می نویسم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم شهریور 1387ساعت 1:18 توسط الهه علی دوستی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
الهه علی دوستی، همسر دانشجویی ایرانی در آمریکا (لاس وگاس) هستم. دوست دارم آنچه در این کشور برایم جالب است در این صفحه بنویسم. البته خودم می خواهم به امید خدا زبان بخوانم تا بتوانم پذیرش بگیرم و ادامه تحصیل بدهم. لیسانسم را در زمین شناسی از دانشگاه شهید بهشتی گرفتم و امیدوارم بتوانم در این کار موفق شوم. با این حال برای آنکه ارتباط با کشورم را از دست ندهم از طریق این وبلاگ خاطراتم را به دید شما هموطنان عزیز می گذارم. دیده را برای اسم وبلاگ انتخاب کردم چون فقط آنچه می بینم می نویسم.
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
| پیوندها |
|
طالب مؤذنی نغمه زارعی وندا وحیدی فاطمه گلبینی هنگدان |
|
RSS
|